|
|
|
|
|
خدا
رحمت كند علامه
سيّد شرف الدّين
جبل عاملي ، صاحب
كتاب
المراجعات
را، ايشان
يك بار به
مكه
مشرف
مي شوند. پادشاه
عربستان
هر ساله
در ايّام
حج ، يك
ميهماني
با
شكوه
با حضور علماي
تمامي
مذاهب
برگزار مي كرد. در آن
سال ، ايشان
هم
به
عنوان
عالم
بزرگ
شيعي ، به
آن
مجلس
دعوت
مي
شود. علامه
هنگامي
كه
وارد مجلس
مي شود، قرآني
را به
شاه
عربستان
هديه
مي كند، شاه
نيز قرآن
را مي گيرد و مي
بوسد. علامه سيد شرف الدين بلافاصله به او مي گويد: تو چرم پرست هستي و مشركي ! پادشاه با تعجب مي پرسد براي چه ؟ علامه جواب مي دهد: براي اينكه جلد اين قرآن را كه چرم است بوسيدي ! پادشاه مي گويد: من به خاطر چرم نبوسيدم ، كفش هاي من هم چرمي است ، ولي آن را نمي بوسم ! من چرمي را كه جلد قرآن است مي بوسم. سيّد شرف الدّين جواب مي دهد: ما هم هر آهني را نمي بوسيم . آهني را كه ضريح پيامبر است مي بوسيم ، ولي شما به ما مي گوييد: مشرك ! پادشاه اندكي تامّل كرده و مي گويد: شما درست مي گوييد! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1387ساعت 8:27 توسط تقویان
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت علي (ع): هرگاه اراده بادورانديشي همراه شد،خوشبختي كامل گردد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 8:47 توسط تقویان
|
|
||
|
|
|
|
|
امام صادق از حضرت
امیر(ع) نقل می کند: و اگر زمین، یک ساعت از حجت خالی باشد، ساکنان خود را فرو خواهد برد. حجت،
مردم را می شناسد،
لیکن مردم او را نمی شناسند، همان گونه که یوسف، مردم را می شناخت و
آنان، او را نمی شناختند. از این روایت، استفاده می شود که حضرت، بسان دیگر انسانها، در بین مردم
زندگی می کند،
او را می بینند نمی شناسند، ولی آن حضرت، مردم را می شناسد، همچون
یوسف(ع.( |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 6 آبان1387ساعت 7:39 توسط تقویان
|
|
||