|
|
|
|
|
سامرا اى شاهد شبهاى من خوشه چین خرمن غمهاى من مرغ دل از خاك تو پر مىكشد جام كوچ سرخ را سر مىكشد اینهمه غم كه دلم را پر نمود قامت خورشید را خم كرده بود گاه رنجور از اسارت مىشدم شاهد صدها جسارت مىشدم گاه مىشد از جفاى ناكسان مىشدم همخانه با درّندگان مانده خورشید توانم در شفق نیست در عُمق نگاه من رمق چار ساله كودكم با چشم زار مىكشد در سجده هایش انتظار او پراز احساس درد بى كسى است اشك چشم او پراز دلواپسى است ساقى یك جرعه آب زمزم است زخم تشنه بودنم را مرهم است مثل من كه خواندهام او را به بر فاطمه خوانده است او را پشت در بر غریبى على مؤمن شده شاهد جان دادن محسن شده او كتاب پر ز درد فاطمه است یوسف صحرا نوردِ فاطمه است انتقام فاطمه در خشم اوست ذوالفقار مرتضا در چشم اوست او بود احیاگر قرآن و حج شیعیان اَلصّبر مِفْتاحُ الْفَرَج
شاعر: جواد زمانی |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 8:38 توسط تقویان
|
|
||
|
|
|
|
|
انسان با ايمان ساعتهاي زندگيش را به سه بخش تقسيم ميكند، 1ـ بخشي را به مناجات با خدا و برقراري ارتباط با آفريدگار جهان ميپردازد. 2ـ و بخشي را در طريق تأمين هزينه زندگي و سامان دادن به معاش(مانند غذا، لباس، مسكن و مركب) به كار ميگيرد 3ـ و بخش ديگر را براي استراحت و بهرهگيري از لذّتهاي حلال و آرامش بخش روح و روان برميگزيند، و براي خردمند صحيح نيست كه حركتش جز در يكي از اين سه مورد باشد، يعني تأمين معاش، و عبادت و آباد نمودن آخرت يا بهرهگيري از لذّت و آسايش غير حرام |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 8:32 توسط تقویان
|
|
||