|
|
|
|
|
شب هنگام، وقتي با آن جلال و جبروت، به زيارت قبر پيامبر ميرفتي، پدر دستور ميداد كه چراغهاي حرم را خاموش كنند، حسن در پيش رو و حسين در پشت سر، گام به گام تو را همراهي ميكردند كه مبادا چشم نامجرمي به قامت عقيله بني هاشم بيفتد. و سنگيني نگاهي، زينب علي را بيازارد. اكنون اي ايستاده تنها! اي بلندترين قامت استقامت! با سنگيني اينهمه نگاه نامحرم، چه ميكني؟ تقدير اگر چنين است چاره نيست، بايد سوار شد. اما چگونه؟! پيش از اين هر گاه عزم سفر ميكردي، بلافاصله حسن پيش ميدويد، عباس زانو ميزد و ركاب ميگرفت و تو با تكيه بر دست و بازوي حسين بر مينشستي. در همين آخرين سفر از مدينه، پيش از اينكه پا به كوچه بگذاري، قاسم دويده بود و پهلوي مركبت كرسي گذاشته بود، عباس زانو بر زمين نهاده بود، علي اكبر پرده كجاوه را نگاه داشته بود، حسين دست و بازو پيش آورده بود تا تو آنچنانكه شايسته عقيله يك قبيله است، بر مركب سوار شدي. آري، پيش از اين دردانه بني هاشم، عزيز علي و بانوي مجلله اهل بيت اينگونه بر مركب مينشست. و اكنون هزاران چشم، خيره و دريده ماندهاند تا استيصال تو را ببينند و براي استمداد ناگزير تو، پاسخي از تحقير يا تمسخر يا ترحم بياورند. خدا هيچ عزيزي را در معرض طوفان ذلت قرار ندهد. خدا هيچ شكوهمندي را دچار اضطرار نكند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 8:29 توسط تقویان
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت آیت الله العظمی بهجت میگفتند:
این جمله ی حضرت رسول(صلی الله علیه واله وسلم)که میفرمایند: ازدنیای شما سه چیزرادوست دارم<زن><عطر><نماز>این بیان میرساندکه نمازنیز لذت دارد.همانندلذتی که درازدواج نساءوجود داردحتی بالاتر. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386ساعت 17:40 توسط تقویان
|
|
||
|
|
|
|
|
گوش بکنیدداره میاد یه صدایی ازمدینه
گوشاتونووابکنیدشایدیه چیزی بشنوید صدامیگه امت من پیغمبر شما منم مهدی من توغربته ازهمتون گله دارم
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 13:49 توسط تقویان
|
|
||
|
|
|
|
|
عجب سكوتی بر عرصه كربلا سایه افكنده است! چه طوفان دیگری در راه است
كه آرامشی اینچنین را به مقدمه میطلبد؟ سكون میان دو زلزله! آرامش
میان دو طوفان! یك سو جنازه است و خاكهای خون آلود و سوی دیگر تا چشم كار میكند اسب و سوار و سپر و كلاه خود و زره و شمشیر. و این همه برای یك تن؛ امام كه هنوز چشم به هدایتشان دارد. قامت بلندش را میبینی كه پشت به خیمهها و رو به دشمن ایستاده است، دو دستش را به قبضه شمشیر تكیه زده و شمشیر را عمود قامت خمیدهاش كرده است و با آخرین رمقهایش مهربانانه فریاد میزند: هل من ذاب یذب عن حرم رسول الله...آیا
كسی هست كه از حریم رسول خدا دفاع كند؟ آیا هیچ خداپرستی هست كه به
خاطر او فریاد مرا بشنود و به امید رحمتش به یاری ما برخیزد؟ آیا كسی
هست...
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 13:43 توسط تقویان
|
|
||
|
|
|
|
|
به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پروفسور محمد ضیاءالدین حامد از اساتید علوم بیولوژیک و از مسوولان پژوهشگاه مرکز تکنولوژی قاهره با اعلام این خبر اظهار داشت: در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیسها قرار دارد و همچنین نیاز انسان به تخلیه اشعههای زائد وجود دارد، دریافتیم که تخلیه این اشعهها از طریق سجده کردن صورت میگیرد. وی ادامه داد: بر اساس یافتههای موجود، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعههای الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم میشود. در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیتهها کم میشود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت میگیرد، البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط مییابند، عمل تخلیه آسان تر انجام میشود و انسان از بیماریهای روحی، جسمی و حتی سرطان در امان میماند.
وی افزود: شیوه درست تخلیه الکتریسیتهی بدن به همان شیوهای است که
انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز میخواند، چرا که این
حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتی بیشتری خواهد داشت.
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 13:45 توسط تقویان
|
|
||
|
|
|
|
|
گاهى بعضى از مسیحیان مى گویند اگر ما مسیح(علیه السلام) را ابن الله مى گوئیم درست مانند آن است كه شما به امام حسین(علیه السلام) ثارالله و ابن ثاره (خون خدا و فرزند خون خدا) مى گوئید و یا در پاره اى از روایات به على (علیه السلام) یدالله اطلاق شده است. ولى باید گفت: اولاً این اشتباه بزرگى است كه بعضى «ثار» را «خون» معنى كرده اند، زیرا ثار هیچگاه در لغت عرب به معنى خون نیامده است بلكه به معنى «خونبها» است، بنابراین «ثارالله» یعنى اى كسى كه خونبهاى تو متعلق به خدا است واو خونبهاى تو را مى گیرد، یعنى تو متعلق به یك خانواده نیستى كه خونبهاى تو را رئیس خانواده بگیرد و نیز متعلّق به یك قبیله نیستى كه خونبهاى تو را رئیس قبیله بگیرد تو متعلق به جهان انسانیت و بشریت مى باشى، تو متعلق به عالم هستى و ذات پاك خدائى، بنابراین خونبهاى تو را او باید بگیرد، و همچنین تو فرزند على بن ابیطالب هستى كه شهید راه خدا بود و خونبهاى او را نیز خدا باید بگیرد. ثانیاً اگر در عبارتى در مورد مردان خدا تعبیر مثلا به یدالله شود قطعاً یك نوع تشبیه و كنایه و مجاز است، ولى آیا هیچ مسیحى واقعى حاضر است ابن الله بودن مسیح را یك نوع مجاز و كنایه بداند مسلماً چنین نیست زیرا منابع اصیل مسیحیت ابن را به عنوان «فرزند حقیقى» مى شمرند و مى گویند: این صفت مخصوص مسیح (علیه السلام) است نه غیر او، واینكه در بعضى از نوشته هاى سطحى تبلیغاتى مسیحى دیده مى شود كه ابن الله را به صورت كنایه و تشبیه گرفته اند بیشتر جنبه عوام فریبى دارد، براى روشن شدن این مطلب عبارت زیر را كه نویسنده كتاب قاموس مقدس در واژه خدا آورده با دقت توجه كنید: «ولفظ پسر خدا یكى از القاب منجى و فادى ما است كه بر شخص دیگر اطلاق نمى شود مگر در جائى كه از قرائن معلوم شود كه قصد از پسر حقیقى خدا نیست. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 8 بهمن1386ساعت 13:52 توسط تقویان
|
|
||