تبليغاتX
عشق به مولا
سلام به لب تشنه کربلا
در کوفه، وقتی امام سجاد علیه‌السلام را با آن حال رقّت‌بار و دست بسته و زنجیر بر گردن آوردند، حضرت ضمن اشعاری که می‌خواند، یکی هم این بود:

لَو اَنَّنا و رَسُولَ ‌اللهِ یَجمَعُنا              یَومَ القِیامَةِ ما کُنتُم تَقُو لینا (1)

«اگر روز قیامت، ما و پیامبر خدا در یک جا جمع شویم، شما چه خواهید گفت؟ و چه حرفی برای گفتن یا عذرخواهی دارید؟»

در سخنانی هم که حضرت زینب علیهاالسلام در کوفه داشت، از جمله به این شعر تمثل جست که:

ما ذا تَقُولوُنَ اِذ قالَ النَّبیُّ لَکُم           ماذا فَعَلتُم و اَنتُم آخِرُ الاُمَم ... (2)

«آنگاه که پیامبر (در قیامت) به شما بگوید: چه کردید؟ شما که امت آخرالزمان هستید! شما چه جواب خواهید داد؟»

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 دی1386ساعت 8:37  توسط تقویان  | 

حضرت حيدربه نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مديون عطرياس بود


اي كه ره بستي ميان كوچه هابرفاطمه


گردنت راميشكست آنجااگرعباس بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 13:5  توسط تقویان  | 

برای چه ماندیم و برای چه نسل بعد از خود را می‌زاییم

که هر چه پیش می‌رویم بیشتر به گل می‌نشینیم

و سرمان را مغرورتر بر آسمان می‌کشیم

پس چه شد که اکنون همه به نمایش خود مشغولند

چه شد که همه خود را رنگین به دیگری می‌شناسانند

چه شد که دیگر از آن خود نیستیم

هیچ کس در طرح خود نیست

هیچ کس پایبند عهد ازلی‌اش نیست

هیچ کس خود را که نه، خدایش را نیز نمی‌شناسد

چه شد ما در پس پرده، پرده‌ای دیگر بر خود کشیدیم

چرا وجودمان را با رنگ ننگین می‌کنیم

چرا فراموش کرده‌ایم وجود کیستیم و چه در وجودمان جاری است‏

به خود آییم

آنگاه که زمان می‌آید و مکان نابود می‌شود

دیگر دستگیری نمی‌یابیم

کجایی ای دستگیر

تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم

نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب ‏می‌کنند

تنهاییم و قدممان یارای رفتن ندارد‏

هر آن وجود منجی‌ات را بیشتر خواهانیم

ما را به حال خود وامگذار

ما را دستگیری جز تو نیست

هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک

و ما را رهنمون باش

اللهم عجل لوليك الفرج


+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 دی1386ساعت 9:37  توسط تقویان  | 

این امت چرا باور ندارد كه خداوند عزوجل با حجت خود همان كند كه با

یوسف كرد؟ كه در بازارهایشان آمد و شد كند و بر زیر اندازهایشان گام نهد؛

در حالى كه او را نمى‏شناسند... تا زمانى كه خداوند اذن دهد و خود را به

ایشان بشناساند؛ چنان كه به یوسف اجازه داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 12:47  توسط تقویان  | 

قربانى در مِنا مقدمه رسیدن به غدیر است؛ چرا كه اگر هواى نفس در مِنا قربانى نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشكل است و حضرت ابراهیم علیه‏السلام با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه كرد كه به جاى فرزندانشان، گوسفند قربانى كنند و حضرت محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله بشریت را بیمه كرد كه به جاى پیروى از ناحق، از حق كه همان على است، تبعیت كنند. و این چنین از پیوند قربان با غدیر، دین كامل شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 دی1386ساعت 10:21  توسط تقویان  |